3-4-1- انتخاب پرایمرهای مناسب برای هر موتاسیون52
3-5- واکنش زنجیرهای پلی مراز.57
3-5-1- مواد و وسایل لازم57
3-5-2- روش کار57
3-5-3- الکتروفورز ژل آگارز59
3-5-4- طرز تهیه بافر ?159
3-5-5- طرز تهیه ژل آگارز60
3-5-6- روش کار جهت Run کردن نمونه ها روی ژل آگارز60
3-6- چندشکلی در طول قطعات محدود60
3-7- روش انجام RFLP بر روی محصولات PCR61
3-8- روشهای آماری مورد استفاده62
4- نتایج و یافته ها64
4-1- بررسی کیفیت DNA های استخراج شده64
4-2- نتایج PCR64
4-3- نتایج RFLP67
4-3-1- پلی مورفیسم خانواده VEGF67
4-3-2- پلی مورفیسم C/T 936:67
4-3-3- پلیمورفیسم FOKI68
4-3-4- پلی مورفیسم 2578 در ژن VEGF69

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

4-3-5- پلی مورفیسمC/T 936 در ژن VEGF:69
4-3-6- پلی مورفیسم 27823 در ژنVDR:70
4-3-7- بررسی سطح سرمی ویتامین D باپلی مورفیسم FOKIدر ژن رسپتور ویتامین D:71
4-4- بررسی نتایج آماری:72
5- بحث ونتیجه گیری74
6- منابع82
عنوان جدولصفحه

جدول 1-1 : فراوانی عوامل سقط مکرر در 545 زن مبتلا به RSA21
جدول 3-1 : مواد لازم برای استخراج DNA47
جدول 3-2 : مشخصات پرایمر56
جدول 3-3 :مواد لازم برای واکنش پلی مراز57
جدول 3-4 : حجم و غلظت مواد بکار رفته در PCR58
جدول 3-5 : برنامه زمانی PCR مورد استفاده در دستگاه ترموسیکلر58
جدول 3-6 : مواد لازم برای تهیه بافر59
جدول 4-1 : پرایمرهای استفاده شده و آنزیم محدودالاثر64
جدول 4-2 : برنامه PCR بهینه شده برای هر جفت پرایمر65
جدول 4-3 : مقایسه فرکانس اللی و ژنوتایپی پلی مورفیسم 257869
جدول 4-4 : جدول مقایسه اللی و ژنوتایپی کنترل و بیمار در پلی مورفیسم 93670
جدول 4-5 : بررسی اللی و ژنوتایپی 27823 در گروه کنترل و بیمار71
جدول 4-6 : سطح سرمی ویتامین D71
جدول 4-7 : بررسی فراوانی پلی مورفیسم های 2578و936.27823?72

عنوان شکلصفحه
شکل 1-1 : سیستم ایمنی24
شکل 3-1 : محاسبه غلظت و میزان جذب در نمونه ها با استفاده از دستگاه اسپکتروفوتومتر51
شکل 3-2 :الکتروفورز برای تعیین آنالیز کیفی52
شکل3-3 : نرم افزار بلاست55
شکل 3-4 : با نرمافزار GENE RUNNER56
شکل 3-5 : نرم افزار61
شکل 3-6 : مشاهده ژل آگاروز62
شکل 4-1 : بررسی کیفیتDNA بر روی ژل اگاروز1%64
شکل 4-2 : الکتروفورز محصول PCR برای موتاسیونA/C2578: َ1.2.3.4.: باند 476BP،.مارکر BP،100؛باندمنفی65
شکل 4 -3 : الکتروفورز محصول PCR برای پلی مورفیسم T/C 27823::باندهای 1.2.3.4محصول PCR باند273،کنترل منفی، مارکر100BP66
شکل 4-4 : الکتروفورز محصول PCR برای موتاسیون936C/T باندهای 1.2.3 محصول PCR باند 198BP و مارکر 100BP . و کنترل منفی66
شکل 4-5 : الکتروفورز پس از ? RFLP?بر روی محصوالت PCR?پلی مورفیسم ? A/C 2578 ?با استفاده از??آنزیم محدوداالثر C :BGLII?قطعه تکثیر شده 476 جفت باز بعنوان کنترل M- مارکر وزن مولکولی? 50 BP 4.5- هتروزیگوت?1- هموزیگوت بیمار67
شکل 4-6 : الکتروفورز پس ا ? RFLP?بر روی محصولات ? PCR?پلی مورفیسم ? +936C/T?با استفاده از??آنزیم محدوداالثر NLAIII I?قطعه تکثیر شده 198 جفت باز بعنوان کنترل M- مارکر وزن مولکولی? 50 BP ،3، 2 ?و 6 – هتروزیگوت?5- هموزیگوت بیمار68
شکل 4-7 : الکتروفورز پس از ? RFLP?بر روی محصوالت ? PCR?پلی مورفیسم C/T?? FOKIاستفاده از??آنزیم محدوداالاثر- :ّFOKI?قطعه تکثیر شده 273 جفت باز بعنوان کنترل M- مارکر وزن مولکولی? 50 BP ،3,4 – هتروزیگوت68
شکل 4-8 : مقایسه بین فرکانس اللی و ژنوتایپی کنترل و بیمار69
شکل 4-9 : بررسی اللی و ژنوتایپی گروه کنترل و بیمار در پلی مورفیسم 93670
شکل4-10 : بررسی گروه اللی و ژنوتایپی پلی مورفیسم 2782371
فهرست علامت های اختصاری
علامتمعادل انگلیسیمعادل فارسیODOptical Densityچگالی نوریDDWDivision of Drinking Waterآب دو بار تقطیرRReceptorگیرندهHLAHuman leukocyte antigenآنتی ژن لکوسیت انسانیHCGHuman chorionic gonadoteropinگنا دوتروپین جفتی انسانیPCRPolymerase chain Reactionواکنش زنجیره ای پلی مرازSPSSStatistical pakeage for social sciencesامار اجتماعیMgMicrogramمیکرو گرم µlMicro litreمیکرو لیترEDTAEthylen diamine tetra-acetic اتیلن دی امین تترا استیک اسید
1-
چکیده:
سقط مکرر شایع ترین رویداد پزشکی ، که در طول 3 ماهه اول در 20% از بارداری ها رخ می‌دهد. سقط مکرر از بیماریهایی است که بسیاری از زوجها از آن رنج می برندعوامل متعددی برای این سندرم ذکر شده است که یکی از علل مطرح آن موتاسیون در ژن های رسپتور ویتامین D وفاکتور رشد اندوتلیال عروقی در مادران باردار و به دنبال آن سقط جنین است.نظر به اینکه جمعیت مردم ایران از نظر ژنتیکی با جمعیتهای دیگر متفاوت است ، لذا موتاسیون ژنهای فاکتور رشد اندوتلیال عروقی در ایران ممکن است با دیگر جوامع متفاوت باشد لذا این مطالعه میتواند تصویری از ترکیب ژنی مردم ایران در ارتباط با موتاسیون های مربوط به ژنهای فاکتور رشد اندوتلیال و احتمالا ارتباط آنها با سقط مکرر را مشخص کند. لذادر مورد ارتباط رسپتور ویتامین D و سندرم سقط مکرر گزارشی دیده نشده است
روش کار:
این بررسی با ژنوتیپ کردن نمونه DNA گروه بیماران (Case) و گروه سالم (Control) و مقایسه فراوانی این موتاسیون ها در دو گروه به وسیله آزمون x 2 انجام میگیرد آنالیز نتایج حاصل از این مرحله ، ژنوتیپهای ایجادکننده ریسک برای موتاسیون های مذکور و همچنین ریسک نسبی ایجاد شده را با محاسبه ((Odd Ratio مشخص خواهد نمود در نهایت میزان ارتباط هر یک از این موتاسیون ها به صورت هموزیگوت و هتروزیگوت به طور جداگانه و نیز بصورت هتروزیگوت مرکب (دو یا چند موتاسیون هم زمان ) با شیوع سقط مکرر در زنان با تفسیر نتایج و اطلاعات بدست آمده ، مورد بررسی قرار خواهدگرفت.
نتایج:
فراوانی های ژنوتیپی و آللی دو پلی مورفیسمسم 936C/T،FOKIT/C از ژنVDR,VEGFهیچ تفاوت معنی داری را بین گروه بیمار و کنترل نشان نداد. در مقابل فراوانی ژنوتیپی در پلی مورفیسم 2578C/Aتفاوت معنی داری را بین بیماران و کنترل نشان داد.با توجه به تاثیر و اهمیت تروفوبلاست ، رگهای جنینی و رشد سلول های خونی جنینی و مادری در سندرم سقط مکرر توجه به VEGF و بررسی تاثیر پلیمورفیسم های این ژن در سقط مکرر ضروری می باشد.از آنجاییکه مشاهداتی مبنی بر ارتباط معنی دار ژن VDR با سرطان وپارگی زودرس غشا ملاحظه کردیم .لازم دانستیم ارتباط این ژن را با سندرم سقط مکررکه گزارشی از آن منتشر نشده مورد بررسی قرار دهیم.
بحث: یافته های ما پیشنهاد می کند که پلی مورفیسم2578C/Aممکن است با استعداد ابتلا به سقط مکرر در جمعیت ایرانی مرتبط باشد .
کلید واژه:
سقط مکرر، رسپتور ویتامین د، وزیکول اندوتلیال عروقی،
فصل اول
کلیات
1-
کلیات
1-1- مقدمه
تولید مثل تنها راه بقا نسل بشر و تداوم وجود او بر روی کره ی خاکی است. میل به داشتن فرزند و تداوم نسل، از انگیزهها و اهداف مهمی است که همواره در دورههای مختلف تاریخی موجب ازدواج و تشکیل خانواده شده است و چنانچه در این راستا خللی وارد شود، غم و اندوه بزرگی بر زندگی افراد سایه میافکند. نقش مادر در این میان بسیار مهم است.

1-2- بیان مسئله
در حدود 20 – 15% از حاملگی ها بالینی به طور خود به خود سقط می شوند بنابراین سقط جنین شایعترین عارضه در دوران حاملگی انسان است . که 1% از این سقطها به صورت مکرر می باشد. طبق تعریف، سقط مکرر خود به خودی به وقوع سه یا بیش از سه سقط جنین قبل از هفته بیستم حاملگی اطلاق می شود.اساس ژنتیکی سقط مکرر به طور کامل شناخته نشده است، ولی بررسی های انجام شده نقش تعدادی از موتاسیونها در ژنهای مختلف، چندشکلیهای این ژنها و اختلالات سیتوژنتیک را در ایجاد این سندرم نشان دادهاند.مکانیزم های ایمونولوژیک تحمل مادر نسبت به جنین بسیار متنوع بوده و دراین تنظیم ایمنی عوامل مختلف و متعددی نظیر سیتوکین ها ، هورمون ها ، واسطه های التهابی ،سلولهای سیستم ایمنی نظیر لنفوسیتT لنفوسیتB نقش دارند. سایتوکاینها، پروتئینها یا گلیکوپروتئینهای تعدیل کننده سیستم ایمنی هستند که فعالیتهای این سیستم را کنترل و تنظیم میکنند. آنها از طریق اتصال به گیرندههای سایتوکاینی اختصاصی و سپس به راه اندازی مسیرهای انتقال پیام و پیامبرهای ثانویه، بر سلولهای هدف اثر می گذارند. سطح تولید سایتوکاین ها تحت کنترل ژنتیک است. تعداد بسیاری از پلی مورفیسمهای موجود در ژنهای سایتوکاینی و پذیرنده های آنها در مناطق پروموتور، مناطق اینترونی و مناطق غیر قابل ترجمه واقع هستند. انواع سلول هایT کمکی که شامل Th1وTh2 می باشد و هر کدام از آنها سایتوکاینهای ویژهای را ترشح میکنند.
سایتوکاینهای تیپ یک سلولهای T کمکی شامل IL-2، TNF-?،TNF-? میباشد در حالیکه سایتوکاینهای تیپ دو شامل IL-10،IL-4 ،IL-6، IL-13 و IL-9 است. در این پژوهش بررسی پلی مورفیسم ژن رسپتور ویتامین د VDR(FOK1.BSM1)که در تنظیم سیستم ایمنی توسط سایتوکین های تیپ 1 و تیپ 2 و پلی مورفیسم وزیکول اندوتلیال عروقی VEGF(936.2587) که در رگزایی جنینی و مادری نقش دارند مورد بررسی قرار گرفته است.
1-3- ضرورت پژوهش
نظر به اینکه جمعیت مردم ایران از نظر ژنتیکی با جمعیتهای دیگر متفاوت است، لذا موتاسیون ژنها ی VDR,VEGF در ایران ممکن است با دیگر جوامع متفاوت باشد.و بررسی این ژن ها در ارتباط با سقط مکرر ممکن است نتایج متفاوتی را در جمعیت ژنی ایران در بر داشته باشد. با توجه به تاثیر و اهمیت تروفوبلاست ، رگهای جنینی و رشد سلول های خونی جنینی و مادری در سندرم سقط مکرر توجه به VEGF و بررسی تاثیر پلی مورفیسم های این ژن در سقط مکرر ضروری می باشد.از آنجایی که مشاهداتی مبنی بر ارتباط معنی دار ژن VDR با سرطان وپارگی زودرس غشا ملاحظه کردیم .لازم دانستیم ارتباط این ژن را با سندرم سقط مکررکه گزارشی از آن منتشر نشده مورد بررسی قرار دهیم. به نظر می رسد که بررسی این ایده جدید و تازه باشد.
1-4- اهداف پژوهش
مطالعه اثرات پلی مورفیسم های, ژنهای VEGF,VDR در زنان مبتلا به سقط مکرر و مقایسه آن با گروه کنترل جز اهداف این پروژه می باشد.
1-5- چارچوب انجام پژوهش
1-5-1- سقط مکرر
سازمان WHO1 سقط را از دست دادن جنین یا رویان تا وزن 150 گرم، پیش از هفته 22 بارداری تعریف میکند(Reddy,2006). سقط یک اتفاق متداول در طی دوران بارداری است و این یکی از مشکلاتی است که همسران جوان با آن روبه رو هستند، که باعث نگرانی و ناکامی آنها می شود. در واقع حدود 15 درصد بارداریهایی که از نظر کلینیکی تشخیص داده میشوند، در نیمه اول بارداری سقط میشوند(Lee and Silver,2000).
سقط شامل انواع مختلف است:
1. سقط ناقص: سقطی است که بعد از هفته ی 10 بارداری رخ می دهد جفت و پرده ها به طور کامل تخلیه نشده است. سقط فراموش شده در سقط فراموش شده علی رغم سپری شدن مدت طولانی از مرگ جنین محصولات حاملگی دفع نمی شود.معمولا علایم حاملگی بتدریج محو می شود وتست حاملگی منفی می شود.
2. سقط کامل قبل از هفته ی 8 حاملگی رخ می دهد پرده هاو محتویات رحم بطور کامل تخلیه شود.
3. سقط مکرر خود به خودی هنگامی که سه سقط پی در پی و بدون دخالت و تاثیر دارو یا وسایل مکانیکی صورت گیرد.
سقط مکرر در منابع مختلف تعاریف متفاوتی دارد. در اغلب منابع سقط مکرر را به صورت سه یا بیش از سه سقط متوالی، پیش از هفته 24 بارداری تعریف میکنند. گر چه گاه تعریف مدرنی از سقط مکرر به صورت دو یا بیش از دو سقط متوالی پیش از هفته 20 نیز ارائه می گردد. کالام در مطالعه ی خود نشان داد که 5 درصد زوج ها، دو سقط مکرر و 2 درصد آنها سه سقط مکرر یا بیشتر را تجربه خواهند کرد. این سقط از شایعترین عارضه ی حاملگی محسوب می شود و موجب استرس شدید در زوجهای مشتاق فرزند می شود (Reddy,2006).سقط مکرر به دو گروه سقط مکرر اولیه و ثانویه تفکیک میگردد. در مورد سقط اولیه فرزند زنده ای متولد نمی شود، ولی در سقط مکرر ثانویه یک یا چند تولد زنده و پس از آن سقط های پشت سر هم رخ می دهد(Sierra and Stephenson,2006)منشا سقط مکرر خود به خودی (RSA) چند عاملی است، که در نیمی از موارد علت آن ناشناخته باقی می ماند. اما بررسی های سیتوژنتیکی نمونه های سقط نشان داده است، که در 50% موارد رویان یا جنین های سقط شده از نظر سیتوژنتیکی غیرطبیعی بودند(Traina, Daher). درRSA اولیه 55% سقط شده ها و در RSA ثانویه 35% آنها از نظر سیتوژنتیکی غیرطبیعی بودند. اساس ژنتیکی سقط مکرر خودبخودی جنین به طور ناچیزی شناخته شده است. موتاسیون های ژنهای منفرد، پلی ژنیک و فاکتورهای سیتوژنتیکی با RSA مرتبط اند (Sierra and Stephenson,2006).

1-5-2- علل سقط
در بیشتر مواقع سقط به صورت پدیده تصادفی در زوج اتفاق می افتد. به هر صورت دلایلی از جمله اختلالات کروموزومی مانند ترانسلوکاسیون، سندرم آنتی فسفولیپید،سندرم تخمدان پلی کیستیک، در ایجاد سقط مکرر شناسایی شده است. چنین حالات غیرطبیعی کروموزومی در 5 درصد زوجهایی که دچار سقط مکرر میشوند، حادث می شود. از سایر علل می توان به دلایل آناتومیک (6-12درصد)، آندوکرین (20-17درصد)، عفونتها (5-15درصد)، دلایل ایمنولوژیکی (ترومبوفیلی) و همچنین علل متفرقه دیگر اشاره کرد. البته بعد از ارزیابی واقعی در 60 درصد موارد، سقط مکرر غیرقابل توجیه باقی میماند (Lim, Odukoya,1996, Michels and Tiu,2007, Ghosh, Shetty,2008).
1-5-3- ژنتیک
بر اساس مطالعات مختلف اختلالات ژنتیک 6-5/3درصد دلایل سقط مکرر را شامل می شوند .این فاکتور تنها دلیل بدون بحث سقط مکرر می باشد که به دلیل وجود ساختمان غیر طبیعی در کروموزوم های یک یا هر دو زوج اتفاق می افتد. این اختلالات می توانند به علت تعداد غیر طبیعی کروموزوم ها که منجر به آنوپلوئیدی جنین خواهد شد، نیز باشد.و این اختلالات با بالا بودن سن مادر رابطه زیادی دارد.اختلالات ژنتیکی به دو روش مختلف تشخیص داده می شود:.
1. تشخیص سیتوژنیک:
2. اختلالات کاریوتایپ ژنومی
3. تشخیص مولکولی. که دارای چند نقص ژنتیکی است که به کمک تجزیه DNA مشخص می شود
اختلالات کروموزومی ممکن است به علت وراثت اختلالات ساختمانی و جابجایی های قطعات کروموزومی در کروموزومهای والدین و یا اختلال در تعداد کروموزوم جنین و یا اشکال ساختمانی در کروموزم های جنین اتفاق بیافتد. معمولاً این اشکالات به شکل جابجایی های کرموزومی، بر عکس شدن کروموزوم، حلقه ای شدن و غیره اتفاق می افتد. این جابه جایی ها مشکلی را برای خود والدین ایجاد نمیکنند، اما در روند تقسیم و ایجاد سلول های جنسی نر و ماده ( که منجر به ایجاد سلول هایی با نصف کروموزم پدری و مادری می شود ) ایجاد مشکل می کنند. در واقع تعداد زیادی از جنین های با اشکالات کروموزومی سقط می شوند و تعداد کمی از آنها تولد زنده را تجربه خواهند کرد (Franssen, Korevaar,2005). اختلال کروموزومی جنین یکی از علل عمده سقط خودبخودی و بی علت است که 50? از سقط ها را شامل می شود (Stephenson, Awartani,2002). از طرفی دیگر، فراوانی کاریوتایپ طبیعی جنین در سقط ها افزایش یافته که نشانه اهمیت بیشتر فاکتورهای مادری در عدم بارداری موفق است (Ogasawara, Aoki,2000, Sullivan, Silver,2004).
1-5-4- ترومبوفیلیا
سیستم همودینامیک نقش مهمی را در مراحل مختلف حاملگی ،از جمله اوولاسیون ،لانه گزینی،وایجادجفت ایفا می کند.ترومبوفیلا ارثی ویا اکتسابی با سقط مکرر همراه است.در واقع یکی از دلایل مهم ترومبوز در حاملگی، تمایل ارثی به انعقاد خون می باشد که به خصوص موتاسیون فاکتورV از اهمیت زیادی برخوردار است. اخیراً توجه عمده ای به نقش ترومبوفیلی ذاتی در سقط مکرر معطوف شده است. اختلالات ترمبولیک به ندرت قبل از 8 هفتگی باعث سقط می شود. این اختلالات باعث سقط های سه ماه دوم و یاعوارض دیررس حاملگی می شود. کاهش آنتی تروبین IIIوکاهش پروتئین )C,S10 تا 15 درصد( موارد ترومبوفیلی وریدی فامیلی را شامل می شود.مقاومت ارثی به پروتئین C فعال به عنوان 40تا 50 درصد ترومبوزهای وریدی فامیلی ذکر شده است.پروتئینC فعال به وسیله تجزیه فاکتورهای V,VIII باعث مهار انعقاد می شود.موتاسیون در ژن پروترومبین و فاکتور V لیدین شایع ترین دلایل ارثی ترمبو آمبولی وریدی است(Michels and Tiu,2007, SZCZEPA?SKA m,2007).
1-5-5- عوامل آناتومیک
اختلالات آناتومیک در سرویکس یا رحم با سقط های مکرر همراه می باشند، که این علل آناتومیک ممکن است مادرزادی و یا اکتسابی باشد. ناهنجاری های مادرزادی در رحم شامل: اتصال ناکامل مجاری مولر، از بین نرفتن کامل دیواره و ناهنجاری دهانه رحم می باشند. هر چند علل بسیاری از این ناهنجاری های دستگاه تناسلی زنانه ناشناخته است، ولی ثابت شده که مواجهه پره ناتال مادر با دی اتیل استیل استرول منجر به تغییرات پیچیده مادرزادی در رحم، سرویکس و واژن خواهد شد. تمامی اختلالات سیستم تناسلی با سقط خودبه خودی ایزوله و سقط مکرر همراه هستند. ناهنجاری های آناتومیک اکتسابی به سقط های مکرر می انجامد. این اختلالات شامل چسبندگی های درون رحمی، فیبروئیدهای رحمی و آندومتریوزمی باشد (Devi Wold, Pham,2006, Propst and Hill,2000).
1-5-6- اختلالات آندوکرین
عوامل آندوکرینی10 تا 20 درصد موارد سقط مکرر را شامل می شود. 50 در صد موارد، نارسایی فاز لوتئال است. نارسایی فاز لوتئال بر اساس تعریف به ترشح ناکافی پروژسترون از جسم زرد اطلاق می شود. تغییر در رشد فولیکولر و اوولاسیون، ممکن است به اختلالات در انتقال و رشد بلاستوسیت، تغییر در پذیرش بلاستوسیت در حال لانه گزینی و عملکرد نامناسب جسم زرد منجر شود. از زمان تخمک گذاری تا هفته 9-7 حاملگی، حفظ حاملگی به تولید پروژسترون توسط جسم زرد بستگی دارد. حاملگی های طبیعی با یک شیفت لوتئال جفتی در حدود هفته 9-7 حاملگی همراه است. که طی آن سلول های ترفوبلاست جفت در حال رشد، شروع به تولید پروژسترون و حفظ حاملگی خواهد کرد. سقط خودبهخودی قبل از هفته 10 حاملگی ناشی از تغییر در تولید یا مصرف پروژسترون طبیعی میباشد. که شامل نارسایی جسم زرد، انتقال در تحویل پروژسترون به رحم یا مصرف نامناسب پروژسترون توسط دسیدوای رحم میگردد. سایر عوامل اندوکرین همراه با سقطمکرر عبارتند از: دیابتقندی، بیماری تیروئید و هایپر پرولاکتینمی و کاهش توانایی تخمدان (Lim, Odukoya,1996, Dosiou and Giudice,2005).

1-5-7- علل عفونی
تا به حال یک عامل عفونی اثبات شده به عنوان عامل سقط مکرر شناسایی نشده است. به صورت همراهی بعضی عوامل عفونی با سقط مکرر دیده شده است. در خانم های مبتلا به سقط مکرر، شیوع بالای کولونیزاسیون اندومتر با اوروپلاسما اورولتیکم ذکر شده است. همچنین همراهی ارگانیسم های دیگر مانند توکسوپلاسما گوندی،مایکوپلاسما همونیس، و ویروسها مانند روبلا، کوکساکی و سقط مکرردیده شده است. اما به عنوان علت سقط مکرر هیچ کدام اثبات نشده است. باید ارگانیسم عامل سقط،عفونت مزمن ایجاد کند و در عین حال عفونت نباید به قدری شدید باشد که مانع تخمک گذاری و لقاح شود. در ضمن ارگانیسم باید باعث عفونت دسیدوا تروفوبلاست و یاجنین شود.مکانیزم هایی که باعث سقط می شود باکتریمی ، عفونت مستقیم جنین، و اختلالات هورمونی در اثر عفونت ویروسی باعث سقط می شود. (Michels and Tiu,2007, SZCZEPA?SKA m,2007).
جدول 1-1 : فراوانی عوامل سقط مکرر در 545 زن مبتلا به RSA
فراوانی (%)فاکتور1/3ژنتیک2/20هورمونی6/21آناتومیک25ایمنولوژی8/5عفونت
1-5-8- علل ایمنی.
دلایل ایمنولوژیک سقط مکرر شامل فاکتورهای اتوایمیون و آلوایمیون است. عدم تعادل سیستم های ایمنی مادر در پاسخ به جنین آلوگرافت و وجود آنتی بادی ها در بدن می تواند موجب سقط مکرر خود به خودی شود (Schon, Arya,1999).آنتی بادی ضد تیروئید با خطر بالای سقط مکرر همراه است. خانم هایی که این آنتی بادی ها را دارند، بیماری تیروئید آشکار ندارند، بنابراین اتوآنتی بادی ضد تیروئید یک مارکر غیر وابسته برای افزایش خطر سقط است (Stagnaro-Green,1990). یکی از مکانیزم آلوایمیون کاهش آنتی بادی های بلوک کننده می باشد، که مادر علیه HLAپدری آنتی بادی می سازد که این آنتی بادی ها با باند شدن با آنتی ژن های پدری جنین مانع فعال شدن سیستم سایتوتوکسیک علیه جنین می شود. در صورت شباهت زیاد HLA پدر و مادر سقط مکرر ممکن است رخ دهد (Ljunggren and Karre,1990). فقدان پروتئین های تنظیم کننده کمپلمان در سطوح سلولهای جنین می تواند سبب تخریب سلولهای جفت به وسیله سیستم کمپلمان شده و در نهایت به سقط جنین منجر شود (Zhou, Fisher,1997).یک فاکتور اتوایمیون دیگر که در سقط مکرر اهمیت دارد، تغییر در سلولهای ایمنی مقیم در آندومتر است. سلولهای کشنده طبیعی (NK ) که لنفوسیت های گرانولر بزرگی هستند، در دسیدوا در اوایل حاملگی دیده می شوند. این سلولها می توانند پس از تحریک با اینترلوکین 2، سلولهای تروفوبلاست انسانی را از بین ببرند. در خانم های با سقط مکرر، فعالیت سلولهای کشنده (NK) بیشتر از گروه کنترل است، این احتمال وجود دارد که تغییر در سلولهای ایمنی مقیم در آندومتر باعث تغییر در ترشح سایتوکاین می شود (Aoki,1995).هر گونه اختلال در تنظیم سیستم ایمنی می تواند بقائ جنین را به خطر انداخته و سبب سقط مکرر شود(Tulppala,1999).در تنظیم ایمنی عوامل مختلفی نظیر سیتوکین ها ،هورمون ها، واسطه های التهابی، نظیر پروستاگلاندین ها،سلولهای سیستم ایمنی نظیر ماکروفاژها ،لنفوسیت های T،سلولهای دندریتیک و سلولهای کشنده طبیعی نقش دارد. با توجه به نقش سیستم ایمنی در حاملگی ، عوامل ایمنولوژیک سقط مکرر نیز بسیار متنوع است. اختلال در تعادل سیتوکین های تیپ 2.1 ،اتو آنتی بادی هایی نظیر ضد فسفولیپید ها ، ضد کاردیولیپین، زیر کلاسهای مختلف لنفوسیت های T ،افزایش سلولهای NKدر موضع بارداری از جمله عوامل ایمنولوژیکی هستند که از طریق تداخل در مراحل مختلف باروری شامل تکامل گامت ،لقاح ،تقسیم رویان ،تولید بلاستوسیت، لانه گزینی و تکامل جنین می تواند موجب سقط مکرر شود.
1-5-9- عوامل دیگر
از علل دیگر می توان به فاکتور محیطی اشاره کرد که زنان را مستعد سقط می کنند، هرچند نحوه ارتباط این فاکتورها با سقط مکرر هنوز روشن نشده است. این عوامل شامل استعمال دخانیات، مصرف کافئین و الکل است. استعمال دخانیات باعث هیپوکسی می شود که یکی از تنظیم کننده های بیان آنژیوپویتین است. بنابراین استعمال دخانیات بر روی عروق جفت تاثیر میگذارد و همچنین گازهای بیهوشی و تتراکلرواتیلن نیز احتمال سقط را بالا می برد. فاکتورهای تغذیه ای غیر از مصرف الکل و استعمال دخانیات نیز می توانند در ایجاد زمینه برای سقط نقش داشته باشند. رژیم غذایی با فقر سبزیجات، میوه جات و شیر و محصولات لبنی می توانند افراد را مستعد سقط نمایند (Reddy,2006, Gupta, Agarwal,2007).فاکتورهای روانی نظیر استرس، زنان را برای سقط و سقط مکرر مستعد می نمایند. تولید افزوده TNF-? در بیماران با سابقه سقط در سه ماهه اول بارداری که استرس بالایی داشتند، مشاهده شده است. بنابراین فاکتورهای روانی عصبی ایمنی از عوامل سقط مکرر می باشند. بررسی ها نشان داده است که استرس با تعادل Th1/Th2 مرتبط است. استرس تجربه شده توسط یک زن باردار سیستمهای هشدار دهنده را فعال ساخته و منجر به پس زدن جنین می شود (Sierra and Stephenson,2006). هنگامی که آلودگی ها علت اصلی مرگ زودرس در بریتانیا بود، رابطه معکوس بین اندازه خانواده و طول عمر زنان اشرافی وجود داشت. این ثابت میکند که فاکتورهای بقا مرتبط با آلودگیهای جنینی نظیر وبا و توبرکلوزیس در طی دوران کودکی اثر منفی بر روی باروری فرد در آینده دارد (Hogge, Byrnes,2003).برخی تعاریف پزشکی سقط مکرر را دو یا بیش از دو سقط متوالی معرفی می کنند که فراوانی سقط مکرر را از 1? به 5? می رساند. خطر سقط مکرر با افزایش سن مادر افزایش می یابد (Hogge, Byrnes,2003). بیشتر مطالعات نشان داده اند که خطر سقط، پس از یک بارداری ناموفق افزایش مییابد و احتمال سقط پس از سه سقط 40-45? برآورد شده است (Nybo Andersen, Wohlfahrt,2000, Regan, Braude,1989).
1-6- سیستم ایمنی
انسان در محیطی زندگی می کند که عوامل و میکروارگانیسم های بیماری زای متعددی سلامتی وی را بطور دائم تهدید میکند. پوست و پردههای مخاطی به عنوان یک سد حفاظتی از ورود این عوامل بیماریزا به بدن جلوگیری مینمایند. با وجود این، عبور عوامل بیماری زا از نواحی آسیب دیده و ضعیف این سد حفاظتی امکان پذیر میباشد. بنابراین نیاز به یک سیستم دقیق و تخصص یافته برای جلوگیری از عملکرد این عوامل بیماریزا کاملا مشهود است (Abul,2007).واژه ی ایمنی از کلمه ی لاتین ایمونیته برگرفته شده است که واژه ی فوق به معنای معافیت از پیگردهای قانونی است که به سناتورهای رومی در طی دوره مسئولیت شان اهدا می شده است. از جنبهی تاریخی، ایمنی به معنای مصونیت در برابر بیماریها و به خصوص بیماری های عفونی است. سلول و مولکول های مسئول در ایمنی، سیستم ایمنی را به وجود آورده و پاسخ هماهنگ و گسترده ی آنها در مقابل عوامل بیگانه پاسخ ایمنی خوانده می شود (Abul,2007).
اما مفهوم ایمنی احتمالاً از مدتها قبل وجود داشته است، چرا که چینی های باستان از لایه ی رویی زخم های پوست بیماران بهبود یافته از آبله، پودری ساخته و کودکان را جهت مصون سازی به آبله، وادار به استنشاق پودر مذکور مینمودند (Abul,2007). از طرفی نیز شاید بتوان دانشمندانی نظیر زکریای رازی و ابوعلی سینا را با دیدگاه های خود در مورد آلرژی و تب یونجه پدران ایمونولوژی نامید (Kuby,2007).سیستم ایمنی در واقع بخشی از بدن است که وظیفه شناسایی سلول ها و مولکول های بیگانه را از سلول ها و مولکول های خودی و همچنین از بین بردن یا بی خطر کردن آنها را برعهده دارد. این سیستم توانایی شناسایی طیف گسترده ای از عوامل بیماری زا را دارد. عملکرد سیستم ایمنی بر علیه عوامل خارجی بیماری زا بسیار پیچیده است. از آنجایی که پاتوژن ها می توانند به سرعت رشد و گسترش یابند و با محیط سازش پیدا کنند و همچنین این توانایی را بدست آورند که بتوانند خود را از سیستم ایمنی مخفی نمایند، تمام این عوامل دست به دست هم داده تا عامل بیماریزا با موفقیت میزبان خود را آلوده کند (Beck,1997) .امروزه در ایمنولوژی برای پاسخ های ایمنی سه نقش اصلی در نظر گرفته می شود. 1- دفاع22- هموستاز3 3- مراقبت4(Kuby,2007).
پاسخ سیستم ایمنی با مشارکت سلول های خاصی شکل می گیرد که این سلول ها در تمام قسمت های بدن نظیر پوست، خون، مغز استخوان، کبد، تیموس و طحال گسترده شده اند. شاید مهمترین این سلول ها لکوسیت ها باشند. اگرچه لکوسیت ها در بافت های مختلف وجود دارند اما عمدتاً در خون، مغز استخوان و بافت های لنفاوی یافت می شوند. به طور کلی در سیستم ایمنی پستانداران پاسخ های دفاعی در مقابل عوامل بیماری زا به دو گروه تقسیم می شوند ( شکل 1-1) ایمنی اکتسابی5 و ایمنی ذاتی6(Medzhitov,2007).

شکل 1-1 : سیستم ایمنی
شکل 1-1: سیستم ایمنی باید توانایی مبارزه با انواع متفاوتی از میکروبها را داشته باشد. در پستانداران سیستم ایمنی به دو گروه ایمنی ذاتی و ایمنی اکتسابی تقسیم می شود. که هر کدام از اجزای خاصی تشکیل شدهاند و این اجزا در ایجاد پاسخهای مناسب به عوامل بیماریزا نقش خاصی ایفا میکنند(Kuby,2007).
1-6-1- ایمنی اکتسابی
پاسخ های ایمنی ذاتی و اکتسابی اجزای یک سیستم یکپارچه ی دفاع از میزبان می باشند که در آن سلول ها و مولکولهای بی شماری به طور هماهنگ با هم عمل می نمایند. بسیاری از میکروب های بیماری زا در برابر ایمنی ذاتی مقاومت می کنند، در نتیجه حذف آنها نیازمند مکانیسم های قدرتمند ایمنی اکتسابی می باشد. از طرفی پاسخ ایمنی ذاتی به میکروبها سبب تحریک پاسخهای ایمنی اکتسابی نیز شده و ماهیت پاسخهای ایمنی اکتسابی را تحت تاثیر قرار میدهد (Abul,2007).پاسخهای ایمنی اکتسابی بسیار قوی و تخصصی میباشند. ایمنی اکتسابی در اثر مواجهه با عوامل عفونی، تحریک شده و با هر تماس مجدد با یک میکروب خاص، دامنه و توان دفاعی آن به طور قابل توجهی افزایش مییابد(Janeway,2001).خصوصیات شاخص ایمنی اکتسابی عبارتند از: ویژگی دقیق برای آنتیژنهای مختلف7، تنوع8، عملکرد اختصاصی9، محدود شدن خود به خودی10، خاطره11 و عدم واکنش به آنتیژنهای خودی12 (Kuby,2007).پاسخهای ایمنی اکتسابی به دو دسته تقسیم می شود: ایمنی هومورال13 و ایمنی وابسته به سلول14. ایمنی هومورال به وسیلهی مولکولهای موجود در خون و ترشحات مخاطی به نام آنتیبادی ایجاد می شود که توسط لنفوسیتهای B تولید میشوند. آنتیبادیها، آنتیژنهای میکروبی را شناسایی کرده، عفونتزایی آنها را خنثی مینماید و نهایتاً آنها را هدف مکانیسمهای عملیاتی مختلف قرار میدهند تا حذف شوند (Abul,2007). ایمنی با واسطه سلول که ایمنی سلولی نیز نامیده می شود، از طریق لنفوسیتهای T عمل مینماید. میکروبهای داخل سلولی مانند ویروسها و برخی باکتریها در درون فاگوسیتها و سایر سلولهای میزبان زنده مانده و تکثیر مییابند، چرا که در آنجا در دسترس آنتیبادیهای موجود در گردش خون نمیباشند. ایمنی سلولی موجب تخریب این نوع میکروبها می شود. لنفوسیتهای T آنتیبادی تولید نمیکنند. گیرندههای آنتیژنی آنها مولکولهای غشایی میباشند که از لحاظ عملکردی متفاوت از آنتیبادیها بوده اما از نظر ساختاری مشابه آنها هستند. لنفوسیتهای T از نظر عملکرد دارای انواع مختلفی میباشند که مشهورترین آنها عبارتند از: سلولهای T کمکی15 و لنفوسیتهای T سلولکش یا سایتوتوکسیک16(Abul,2007).
1-6-2- ایمنی ذاتی
ایمنی ذاتی که ایمنی طبیعی یا فطری نیز خوانده می شود، خط دفاعی اولیه بر علیه عوامل بیماریزای خارجی مانند باکتریهای گرم مثبت، گرم منفی، قارچها و ویروسها را فراهم میکند (Akira, Uematsu,2006). این نوع ایمنی در واقع سریعترین پاسخ در مقابل عفونتها است و در تمام گونههای گیاهی و جانوری مشاهده می شود. تصور می شود که ایمنی ذاتی قدیمیترین راهکار دفاعی بر علیه پاتوژنها است که در طی تکامل محفوظ مانده است و در گیاهان، قارچها، حشرات و همچنین در ارگانیسمهای پرسلولی ابتدایی نیز مشاهده می شود (Janeway,2001). ایمنی ذاتی شامل مکانیسمهای دفاعی بیوشیمیایی و سلولی میباشد که حتی پیش از عفونت نیز در موضع حضور دارند و در واقع پاسخدهی سریع را در مقابل میکروبها فراهم میآوردند (Janeway and Medzhitov,2002).
در تمامی موجودات عملکرد سیستم ایمنی به این صورت است که این سیستم از طریق لایههای دفاعی خود مانع از ورود عوامل بیماریزا به بدن می شود. اما اگرعامل بیماریزایی بتواند از هر طریق از این لایههای دفاعی عبور کند و وارد بدن شود، ایمنی ذاتی به سرعت وارد عمل می شود (Litman, Cannon,2005). توضیح بیشتر را میتوان اینگونه بیان کرد که مکان های اصلی بدن افراد که با محیط بیرون تماس دارند مانند پوست، مجاری تنفسی و گوارشی، توسط لایهای از بافت اپی تلیوم17 پیوسته، پوشیده شدهاند که مانند سدی در مقابل ورود میکروبها عمل مینماید. اگر میکروبها بتوانند از سدهای اپیتلیالی عبور کنند با ماکروفاژهای18 زیر اپیتلیالی مواجه میشوند. ماکروفاژها و سایر لکوسیتهای19 فاگوسیتی در سطح خود گیرندههایی را بیان میکنند که به میکروب متصل شده و آنرا فاگوسیت میکنند (Abul,2007).
ماکروفاژها همچنین به ترشح سایتوکاینها20 میپردازند که موجب فراخوانی سایر لکوسیتها مانند نوتروفیل21 از عروق خونی به محل عفونت می شود. سایتوکاینها پروتئینهای ترشحی هستند که مسئول بسیاری از پاسخهای ایمنی ذاتی و اکتسابی میباشند. تجمع موضعی لکوسیتها و فعالیت آنها در جهت نابودی میکروبها، بخشی از پاسخ میزبان است که التهاب22 نام دارد. پاسخ ایمنی ذاتی به برخی ازپاتوژنهای عفونی به ویژه ویروسها شامل تولید سایتوکاینهای ضد ویروسی به نام اینترفرون23 و فعال شدن سلولهای کشنده طبیعی NK24میباشد که سلولهای آلوده به ویروس را از بین میبرد (Abul,2007). اصلیترین سلولهای اجرایی ایمنی ذاتی نوتروفیلها25، ماست سلها26، ماکروفاژها27، دندریتیک سلها28، بازوفیلها29، ائوزینوفیلها30و سلولهای کشنده طبیعی31 میباشند(Medzhitov,2007). اساساً ایمنی ذاتی واکنش یکسانی در برابر عفونتهای مکرر ایجاد میکند و در واقع پاسخی که میدهد غیر اختصاصی میباشد. به این معنی که سلولهای ایمنی ذاتی پاتوژنها را شناسایی و با روشهای معمول به آنها پاسخ میدهد. همچنین نکتهی دیگری که وجود دارد این است که بر خلاف ایمنی اکتسابی، ایمنی ذاتی قادر نمیباشد برای مدت زمان طولانی میزبان را نسبت به عامل بیماریزای خاصی ایمن کند(Bruce,2002). عملکرد ایمنی ذاتی در رابطه با آن دسته از میکروبهایی که در مقابل مکانیسمهای دفاعی دوام آورده و به جریان خون وارد میشوند، به اینصورت است که این میکروبها توسط پروتئینهای در گردش ایمنی ذاتی شناسایی میشوند. مهمترین پروتئینهای پلاسمایی ایمنی ذاتی، اعضاء سیستم کمپلمان32 هستند(Abul,2007). سیستم کمپلمان قسمتی از ایمنی ذاتی است که شامل بیش از 25 پروتئین سرمی میباشد و در بسیاری از فعالیتهای ایمونولوژیک شرکت دارد. این پروتئینها سه نقش اصلی در سیستم دفاعی بدن ایفا میکنند:
1. لیز سلولهای باکتریها و ویروسهای پوششدار.
2. به عنوان اپسونین33 عمل کرده و باعث تسهیل بلع ذرات و سلولهای بیگانه توسط فاگوسیتها می شود.
3. پپتیدهایی تولید میکنند که در تنظیم پاسخهای ایمونولوژیک، التهاب و واکنشهای آلرژیک نقش مهمی بر عهده دارند (Kuby,2007) .
پروتئینهای کمپلمان ممکن است به طور مستقیم توسط سطوح میکروبی فعال شوند(مسیر فرعی) و یا توسط آنتیبادیها (مسیر کلاسیک)، فعال گردند که در هر دو صورت نتایج عملکردی یکسانی مشاهده می شود(Abul,2007).
به طور کلی اصلیترین عملکردهایی که سیستم ایمنی ذاتی را شامل می شود به قرار زیر است:
* بکارگیری سلولهای ایمنی و ارسال آنان به محل عفونت و تولید فاکتورهای شیمیایی که سایتوکاین نامیده میشوند.

دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید